الشيخ أبو الفتوح الرازي

397

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اعلم و رسوله ( 1 ) ، ديگر باره پرسيد تا سه بار ، من گفتم ( 2 ) : خدا و پيغمبرش اعلماند ، گفتم : آية الكرسىّ است . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - دست بر سينه من نهاد و گفت : هنيئا لك العلم يا ابا المنذر ، گوارنده باد تو را علم . آنگه گفت : به آن خداى كه جان من به امر اوست كه اين آيت را زبانى است كه تقديس و تنزيه خداى مىگويد بنزديك ساق عرش . و رسول - عليه السّلام - گفت : هر كس او آية الكرسىّ بخواند در عقبه « هر فريضه ، تولَّاى قبض روح او خداى بكند - جلّ جلاله - و چنان باشد كه با پيغمبران خداى تعالى جهاد كرده باشد تا شهادت يافتن . و عبد اللَّه مسعود گفت كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : [ آية الكرسىّ و قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ عظيمتر است از همه چيزى كه دون خداست - جلّ جلاله . و ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت ] ( 4 ) : سيّد آيتهاى قرآن آية الكرسىّ است ( 5 ) . و امير المؤمنين على - عليه السّلام - گفت : كدام عاقل ( 6 ) باشد كه به وقت خفتن آية الكرسىّ نخواند و آخر سورة البقرة ، يعنى قوله : آمَنَ الرَّسُولُ ( 7 ) - تا به آخر سورهء كه آن از كنز عرش است . و محمّد بن جعفر الصّادق - عليه السّلام - روايت كند از پدرش امير المؤمنين على - عليه السّلام - كه او فرمود ( 8 ) كه ، رسول - عليه السّلام - گفت كه : چون آية الكرسىّ فرود آمد ، گفت : آيتى فرود آمد از كنز عرش كه هر بتى كه در مشرق و مغرب بود به روى در آمد ( 9 ) ، و ابليس بترسيد و گفت قومش را كه : امشب حادثه ( 10 ) عظيم افتاد ، بباشيد تا من در مشارق و مغارب بگردم تا چه حادثه است ! بگرديد تا به مدينه رسيد ، مردى را

--> ( 1 ) . آج ، لب : اللَّه و رسوله اعلم . ( 2 ) . مج ، وز ، آج ، مب ، مر : مىگفتم . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : عقب . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، عبارت ما قبل را چنين آورده : و * ( قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ) * ، و عظيمتر است از همه چيزى كه دون خداى عزّ و جلّ است . و ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السّلام گفت : سيّد آيتهاى قرآن آية الكرسىّ است . ( 6 ) . اساس به صورت « غافل » هم خوانده مىشود . ( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 285 . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب ، مر : گفت . ( 9 ) . اساس ، مب ، مر : در آمدند ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . فق ، مب : حادثه اى .